ابراهيم عاملي ( موثق )
360
تفسير عاملي ( فارسي )
و بعضى گفتهاند از مزارع مسلمانان گذر كرد حيوانها را كشت و زراعت را سوخت . ترجمه : 203 يكى از مردم با تو در آداب زندگى چنان سخن گويد كه تو را خوش آيد و شاد شوى و خدا را شاهد بر راستى سخن خود آرد با اينكه او دشمن سرسختى است 204 كه چون از نزد تو مىرود كوشش كند كه مردمان و كشت زارشان را نابود كند ولى خداوند تباهكارى را دوست ندارد . 205 و اگر به او گويند : از خدا بترس غيرت جاهليّت او بجنبد و دست بهر گناهى دراز كند ليكن دوزخ او را بس است كه جايگاه هميشگى است و چه بد آسايشگاهى بود . شأن نزول : از ابن عباس روايت شده است : صهيب بن سنان مولاى عبد اللَّه بن جدعان « 1 » بود و در چنگال مشركين عرب گرفتار بود كه بانواع آزارها او را رنج مىدادند . بعد از هجرت پيغمبر بمدينه ، صهيب به آنها گفت : من پيرمرد هستم و از من براى شما سودى و زيانى نيست و نمىتوانم دينى را كه پذيرفتهام ترك كنم و سرمايهاى از خود دارم شما من را رها كنيد كه بروم بمدينه و دينم را بسرمايهاى كه دارم از شما ميخرم . آنها قبول كردند و آزادش گذاشتند و رفت بمدينه خدمت پيغمبر آيت 206 « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه » در شأن او نازل شد . چون وارد مدينه شد ابو بكر او را ديد گفت : معاملهات فرخنده باد و سودمند . صهيب گفت تو هم هرگز از معاملهات زيان نه بينى بگو بدانم چه معامله كردهام ؟ ابو بكر اين آيه را برايش خواند . از سدّى روايت شده است كه ابن عباس گفت چون پيغمبر از مكّه فرار كرد و على ( ع ) شب بجاى پيغمبر خوابيد تا مشركين ندانند پيغمبر رفته است ، در راه مكّه و مدينه اين آيه براى توصيف آن حضرت نازل شد . ترجمه : [ پس از توصيف منافق كه از تعصّب و غيرت جاهلانه مرتكب گناه مىشود مؤمن حقيقى معرّفى شده است ] 206 بعضى از مردمان معامله با جان خود مىكنند براى بدست آوردن رضاى خدا و البتّه خدا مهربان است ببندگان [ و سود آن بايشان ميرسد ] .
--> ( 1 ) يعنى غلامش بود كه او را آزاد كرده بود و ايمان و علاقهى او باسلام و پيغمبر در تاريخ اسلام مشهور است .